مهدى عبداللهى

220

هدايت وسياست در پرتو گفتگوهاى امير المؤمنين ( ع ) ( فارسى )

بودند و مىدانستند كه اين كار نه از روى خيرخواهى بلكه براى جلوگيرى از شكست و نجات خودشان از مهلكه مىباشد ، به ادامهء نبرد نظر داشتند . امّا ساده‌لوحان و منافقان مثل « اشعث بن قيس » ، بر توقّف جنگ اصرار مىورزيدند ، حضرت اميرالمؤمنين وقتى اين حيله را مشاهده كرد ، فرمود : بندگان خدا ! من سزاوارترين كسى هستم كه فراخوان كتاب خدا را اجابت كنم . ليكن « معاويه » ، « عمروعاص » ، « ابن ابى مُعيط » « 1 » ، « حبيب بن مَسْلمه » و « ابن ابى سرح » ، اصحاب دين و قرآن نيستند . من آنها را از شما بهتر مىشناسم ، هم در كودكى وهم در بزرگسالى با آنها مصاحب بودم . آنها شرورترين كودكان و بدترين مردان بودند . اين كه به قرآن دعوت مىكنند اين كلمهء حقّى است كه باطل را از آن اراده نموده‌اند . به خدا سوگند بالا بردن قرآن‌ها به اين معنى نيست كه قرآن را مىشناسند و به آن عمل مىكنند بلكه خدعه و فريب است . بازوها وجمجمه‌هايتان را

--> ( 1 ) - ابن ابى معيط / عقبة ابن ابى معيط : از سرسخت‌ترين دشمنان اسلام وپيامبر بود . در جنگ بدر اسير شد و به دستور پيامبر به هلاكت رسيد . تاريخ پيامبر اسلام : 109 . فرزندش وليد بن عقبه نيز از مخالفان اسلام و اميرمؤمنان بود و اينجا منظور همان وليد است كه همراه معاويه بود . .